18 ساعت و 23 دقيقه:
وقتي 18 ساعت و 23 دقيقه چشات بسته باشه ميفهمي من چي ميگم. اون وقته كه ميفهمي با گوش هم ميشه ديد.
ميشه ديد كه كدوم يكي از لولاهاي در صدا ميده و روغن ميخواد، ساعتت چطوري كار ميكنه و يا حتي شير آب توي آشپزخونه چند قطره در دقيقه چكه ميكنه.
و اون وقته كه ميفهمي لذتهاي خيلي كوچيكي هم هستن كه قبلا اصلا پيداشون نميكردي.
صداي ورق زدن كتاب،
صداي ظرف شستن مامان،
صداي نوشتن با مداد روي كاغذ كاهي،
صداي نفس كشيدن پسر خاله كوچولوت وقتي كه خوابه،
و از همه قشنگتر......
صداي سكوت.