September 28, 2007

اول مهر

اول مهر:

چند روزي از اول مهر ميگذره،
يادم مياد وقتي ميخواستم برم كلاس اول با وجود اينكه حتي مهد كودك هم نرفته بودم اما خيلي ريلكس و منطقي با قضيه برخورد كردم. حتي ذره اي استرس و ترس و گريه و ... برام بي معني بود، حتي به بچه هايي كه گريه ميكردن و نگران بودن دلداري ميدادم و ميگفتم كه نترس اخوي، هنوز غير امسال يازده سال ديگه هم مونده!
ولي خب يكم ترس كه اشكال نداره. ترس كه نه دلتنگي و غريبه گي با محيط. مدرسه فكر كنم 3 يا 4 زنگ داشت كه وقتي زنگ خورد (حتي همون زنگ اولي) همه بچه ها از جمله خودم با كيفامون به سمت در حمله ميكرديم و يهو معلممون نهيب ميزد كه : كجا ميرين هنوز كه زنگ آخرنيست!
ولي خدا وكيلي غير از همون سالي كه ميخواستم برم كلاس اول هميشه 3 ماه تعطيلي رو بيشتر دوست داشتم. يادم مياد همون سالي كه ايران مقدماتي جام جهاني فرانسه بود ( 1376) قرار بود مدرسه ها از 22 شهريور شروع شه كه يهو خاتمي دستور داد كه از اين به بعد هميشه اول مهر روز آغاز مدرسه باشه نه شنبه قبل اون و بعد همه ما كه خودمون رو براي مدرسه رفتن آماده كرده بوديم از اين يه هفته تعطيلي حالي برديم و بازي ايران با چين و عربستان رو با خيال راحت تماشا كرديم.
يادش به خير.

Posted by Aliagha at September 28, 2007 3:00 PM