July 25, 2007

چشم

چشم:

وقتي گريبان عدم با دست خلقت ميدريد
وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد
وقتي زمين ناز تو را در آسمانها ميكشيد
وقتي عطش طعم تو را با اشكهايم ميچشيد
من عاشق چشمت شدم، نه عقل بود و نه دلي
چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاقلي

يك آن شد اين عاشق شدن، دنيا همان يك لحظه بود
آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتي كه من عاشق شدم، شيطان به نامم سجده كرد
آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده كرد
من بودم و چشمان تو، نه آتشي و نه گلي
چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاقلي

شعر تيتراژ پاياني مدار صفر درجه. آهنگ را با صداي عليرضا قرباني داونلود كنيد

چيزي، حسي، وجودي كه از ازل عاشقش بوده اي.....
بي خدا زيستن، سخت است....

Posted by Aliagha at July 25, 2007 7:49 PM