November 10, 2006

همه راه ها به رم ختم ميشود

همه راه ها به رم ختم ميشود:

به نظر من مهمترين مشكل تقاطع اينه كه همه چي توش خيلي پررنگ شده. اصلا لازم نبود اينقدر رابطه آدمها با هم رابطه مشترك داشته باشن و مثلا مهندس چكش پيش باباي پدرام برگشت خورده باشه و از اون طرف هم پدرام با كسي دوست باشه كه مامانش پزشك بيمارستانيه كه نوزاد زن بارداري، كه تو حادثه اي كه پدرام و امير باعثش بودن فوت كرده، اونجا بدنيا اومده!! تازه خواهر پدرام هم بخواد واسطه سقط جنين دختر مهندس پيش مامان امير بشه و ..... (همه راه ها به رم ختم ميشه!!!)
تقاطع فيلم خيلي شلوغيه. آدمها و صحنه هاي زيادي همه جاي فيلم پيدا ميشه كه اصلا لازم نيستن. نقشي مثل سروش صحت، دختري كه با پدرام دوسته، دوست پسر شادي، پدر نوزاد كه از كانادا اومده، شرخري كه به خونه مهندس مياد و...همه نقشاي اضافي هستن كه اگه اين آدما از فيلم حذف بشن نه تنها هيچ اتفاقي براي داستان نميفته بلكه نقشهاي تو ذوق زن و بازيهاي اغراق شده فيلم هم از بين ميره. مثلا همون دوست دختر پدرام. فكر نميكنم هيچ انساني در هيچ مرحله اي از ارتباط، در جواب طرف مقابلش كه ميپرسه: اگه من نباشم چيكار ميكني؟ اينقدر راحت بگه: هيچي، يه خر ديگه مثه تو پيدا ميكنم. نقش سروش صحت هم همينطوره. آدمي كه خيلي لوس و مسخره هر دقيقه به دختر غروسك گردون زنگ ميزنه و اونم از خودش لوس تر اونو سرچوب ميكنه. چه عيبي داشت سروش صحت رو بعد از سكانس شيشه شكستن ول ميكرد و ديگه اون صحنه بيرون اومدن از آسايشگاه رواني رو نشون نميداد؟ بيننده خوذش متوجه حالت روحي و رواني غير عادي سروش صحت شده و نيازي نيست به زور اطلاعات تكراري رو دوباره توي مغزش بريزيم. امير هم هر گلفروشي رو شبيه به اون پسر گلفروش لال اول فيلم ميبينه و در اون سكانس آخر هم لبخند گلفروش مصداق كامل يك هپي اند و وجدان آسوده كلاسيكه!

با تمام اين حرفا ديدن فيلم رو بخاطر بازي خوب نقش امير و اون تصادف باشكوهش به همه توصيه ميكنم.

Posted by Aliagha at November 10, 2006 7:23 PM