خلوت:
خوش است خلوت اگر يار من باشد
نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد
من آن نگين سليمان به هيچ نستانم
كه گاه گاه بر او دست اهرمن باشد
روا مدار خدايا كه در حريم وصال
رقيب محرم و هرمان نصيب من باشد
شعر باحاليه و بعضي وقتا (واسه آدمي مثه من تقريبا هميشه) خيلي ميچسبه.